تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
خاطره بازی


1. پیام ناشناس و بدون نام و نشان و آدرس تأیید نمی شود.

2. تبادل لینک نداریم؛ دوست داشتید دنبال کنید دوست نداشتید من باج نمیدهم که دنبال کنید :دی

بنابراین پیام های تبادل لینک هم مثل مورد شماره 1 صاف میرن تو هرزنامه

3. عالی بود و وبلاگ خوبی دارید و .... هم شامل مورد 2 میشه و میره هرزنامه

با تشکر


نیــ روانا ۹۸-۴-۲۲ ۴ ۳ ۱۰۷

نیــ روانا ۹۸-۴-۲۲ ۴ ۳ ۱۰۷


سخت بود 

در حدی که چند شب نتونستم بخوابم

در حدی که برای اولین بار طی این 6-7 سال سه تا از کلاسهام رو کنسل کردم

در حدی که توی بقیه کلاسهایی که تشکیل دادم مثل بچه آدم نشستم رو صندلی

در حدی که تو جلسه پیش دفاع با کاپشن رفتم

در حدی که وسط یکی از کلاسهام یکی از دانشجوها اجازه گرفت بره بیرون و وقتی برگشت دیدم برام آب آورده

در حدی که منی که بی نهایت گریزانم از دکتر رفتن مجبور شدم دو بار برم دکتر

در حدی که منی که فقط برای عمل هام سرم تزریق کرده بودم مجبور شدم به پذیرش تزریق سرم و تزریق واکسنا داخلش در مراجعه دوم به پزشک محترم

در حدی که تا سر حدّ مرگ خسته شدم از خوردن قرص و شربت ولی هنوز باید ادامه بدم

 

ولی I am yet ALIVE


نیــ روانا ۹۸-۹-۱۱ ۹ ۱ ۴۳

نیــ روانا ۹۸-۹-۱۱ ۹ ۱ ۴۳


پیرو پست رفیعه عزیزم:

 

بخش زیادی از امید من روزی از دست رفت که خاتمی با گریه در تلویزیون ملی اعلام کرد: اجازه نمیدن من کار کنم

 

بخش دیگه ش تو مناظرات 88 نابود شد که دقیقا همونایی که شورای نگهبان!! بهشون رأی اعتماد داده بودند زل زدند تو چشم ملت و در تلویزیون ملی اعلام کردند: ما همه مون دزدیم.

 

بخش دیگه امیدم بعد از شلوغیای 88 و حبس خانگی چند کله گنده، فقط و فقط به خاطر اعتراض و بدون تشکیل هیییچچچ دادگاهی از دست رفت؛ منظورم از کله گنده توهین نیستا!من خودم به همین یکی دزد رأی داده بودم و بعدشم به شدت افسرده بودم... امیدم از دست رفت چون گفتم وقتی با کسی با این میزان هوادار و سابقه اینطور برخورد میشه منِ جوجه رو که به عنوان «مزه» نوش جان میکنند (آخه من خیلی بامزه م)

 

و از اون روز به بعد امیدی نداشتم تا زمان وعده های انتخاباتی روباه بنفش

و واقعا فکر میکردم تحولی اتفاق می افته

خدا ازت نگذره استاد دوران ارشد

که گفته بودی تو این مملکت بین هر سی تا 40 سال یک تحول بزرگ اتفاق می افته

و من دل خوش کرده بودم که این همون تحول بزرگ هست

و اگر روابط بهتر بشه اوضاع اقتصادی بهتر میشه

که خوب این امید هم شکل نگرفته نابود شد

 

پ.ن1:  من هنوز در همون سطح اول هرم نیازهای مازلو هستم که نیازهای فیزیولوژیکی و اساسی هست و تا وقتی غم آب و نون و مسکن و .... دارم نهایت توانم فکر کردن درباره یکی دو سطح بالاتر هست (با اجازه آقای مازلو البته) 

پ.ن2: من سنم بالاست عامو برای همین پروسه تاریخی نا امیدیم هم طولانیه :دی

پ.ن3: می بینید تلویزیون ملی چقدر در ایجاد ناامیدی نقش داره؟ (بند 1 و 2)

شما هم بگید کی امیدتون رو از دست دادید؟ یا هنوز فکر میکنید پایان این شب یلدای سیاه سپید است؟؟ یا اصلا فکر می کنید شب سیاهی در کار نیست؟؟

 

به جای ی پست دیگه:

مسئول بسیج اساتید خواهران یک خانم دکتر هست از گروه ریاضی که ذکر خیرشو فکر کنم قبلا هم کردم درباره همون نقش زنان در گام دوم انقلاب

دیروز از طریق یکی از برادران نهاد برامون دعوتنامه فرستاده برای روز سه شنبه هفته آینده

همه دعوتنامه ها داخل پاکت و با اسامی تایپ شده!!! (چه ممارستی)

من فقط دو سطر اول رو خوندم و متوجه موضوع و زمانش شدم و بعد گذاشتمش داخل پاکت و انداختمش تو سطل آشغال جلو چشم مدیرگروه

بعد هم گفتم مهم نیس بزار متوجه بشن من این کار رو انجام دادم

حالا اگر واقعا این کار من مهم باشه و بخواد سؤالی ازم بشه دو تا گزینه دارم:

1. کار من نبوده و من با مدرک دکتری این قدر عقلم میرسه که اگر بخوام همچین کاری بکنم حداقل اسمم رو خط خطی یا پاره کنم

2. کار من بوده چون ترسو و منافق نیستم بر خلاف خیلیای دیگه که شاید حتی اومدن تو اون جلسه ولی دقیقاً مثل من فکر می کنند

 

به شدت گزینه 2 رو ترجیح میدم

پس دعا کنید کار به اونجا نرسه که مملکت ی استاد فرهیخته رو از دست نده :دی

 


نیــ روانا ۹۸-۹-۰۴ ۳ ۴ ۴۶

نیــ روانا ۹۸-۹-۰۴ ۳ ۴ ۴۶


روز دوشنبه کلاس زبان:

یکی از همکلاسیا که خانوم معلمه میگه دانش آموزانش گفتند حاضرند بنزین بشه 10 تومن ولی اینترنت یک لحظه هم قطع نشه!

استاد زبان از همین نقل قول، آتو می آید دستش و شروع میکنه که تا وقتی ملتمون این هستند همین بلاها هم سرمون میاد.

من وارد بحثشون نمیشم ولی تو دلم میگم حالا دانش آموز ابتدایی بچه ست و ی چیزی گفته  

 

روز سه شنبه سر کلاس خودم با دانشجویان ارشد:

یک دانشجوی به اصطلاح ارشد: استااااااااااد ما حاضریییم بنزین بشه 6 تومن ولی اینترنت قطع نشه

حساب کار دستم میاد که استاد زبان همچین هم بیراه نمی گفته

به دانشجوی مزبور میگم: بله بالاخره شما پژوهشگر و دانشمندید و مطالعاتتون با نبود اینترنت دچار تأخیر و تداخل میشه ولی ما که پول نداریم و محتاج نون شبیم ترجیح میدیم تا صد سال دیگه هم اینترنت نداشته باشیم ولی نون داشته باشیم.

 

 

پ.ن: با خود استاد زبان هم دچار چالشم. خیلی نگاهش سطحی و البته یأس آلوده. اولین سوالش تو کلاس چارشمبه: HOW THE LIFE LOOKS LIKE WITHOUT INTERNET??!! 

میدونم که اگر کلاس زبان نرم با این حجم از کار واقعا نمیتونم خودم وقت بزارم برای خوندن منابع معرفی شده؛ اگر نه کلا قیدشو میزدم.


نیــ روانا ۹۸-۹-۰۲ ۷ ۰ ۷۵

نیــ روانا ۹۸-۹-۰۲ ۷ ۰ ۷۵



نیــ روانا ۹۸-۸-۲۹ ۱ ۰ ۷۷

نیــ روانا ۹۸-۸-۲۹ ۱ ۰ ۷۷


برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

نیــ روانا ۹۸-۸-۲۸ ۴۰

نیــ روانا ۹۸-۸-۲۸ ۴۰


سالها پیش وقتی پسرجان حدود ۴ سال داشت ماهواره رو جمعش کردیم و چند سال همون‌طور ساکت و صامت و بدون سیم و کابل موند روی میز تا بالاخره دادیمش به دوست همسرجان که تازه ازدواج کرده بود

و از اون موقع به بعد هیچوقت احساس نیاز نکردم به وجودش

چون بیشتر برای ما جنبه سرگرمی داشت تا چیز دیگه

و این که به طور ویژه چندشم میشد و میشه از اون تبلیغات مسخره و زیرنویس هایی که نصف صفحه رو میگیره

تا این چند روزه که به شدت حس میکنم از دنیا بیخبرم با قطع شدن تمام سایت های خارجی

بخش علمی و شغلی به کنار

هیچچچ خبر درستی در دسترس نیست

و من به ماهواره فکر میکنم

فقط وقتی یاد اون تبلیغات می افتم دو دل میشم

و این که دوستان آیا کانال های ماهواره روش پارازیت نخورده؟

چون بعید می‌دونم وقتی اوضاع اینترنت اینه کانال های خبری رو از کار ننداخته باشند

هان؟؟؟ 


نیــ روانا ۹۸-۸-۲۷ ۶ ۲ ۷۱

نیــ روانا ۹۸-۸-۲۷ ۶ ۲ ۷۱


خیالمون راحت راحت شد

رییس جمهور قول داد مشکل معیشتی برامون پیش نیاد

تو این شش سال و اندی هم ثابت شده روباه کثیف بسیار خوش قولی هست

رییس اعظم هم فرمودند از تصمیمات روسای قوا حمایت میکنند

این حمایت موقع مذاکرات و از ترس چنتا بچه بسیجی کجا رفته بود کسی جرات نداره بپرسه

وقت تو شیشه کردن خون ملت که میرسه همه همنوا و حامی و پشتیبان همدیگه ن

حالا چند نفر هم جان باختند 

مگه مهمه؟؟

همین وبلاگ رو هم که فعلا میشه بهش دسترسی داشت باید قدر بدونیم و توش به ارزشهای ولایی پایبند باشیم تا تخته نشه

 

 

خداحافظ ایران من

سلام کره شمالی٢


نیــ روانا ۹۸-۸-۲۶ ۰ ۶ ۷۶

نیــ روانا ۹۸-۸-۲۶ ۰ ۶ ۷۶


همین کتابی که دارم ترجمه ش میکنم

آمازون چاپ 2019ش رو قیمت زده 92 دلار

که من به رفیق خارجکی پیام دادم که میتونی بخری گفت اوکیه و تو همین یک ماهه هم از دوستاش میرن اونجا و برام میفرسته باهاشون

گفت قیمتشو خبر داری

گفتم آره چاره ای نیس

و خوب با هزینه ارسال و اینا میرفت بالای 100 تا

تو لحظه آخر که دیگه میخواست سفارشو ثبت کنه

گفتم صبر کن من ی بار دیگه از طریق الرنیکا اقدام کنم

فوقع ما وقع

الرنیکا قیمت برام زد 149هزار تومن

و وقتی واریز کردم در عرض 4-5 ساعت فایلش آماده دانلود شد

حالا بیایید ما رو تحریم کنید

به امید هر کشور یک الرنیکا :دی 


نیــ روانا ۹۸-۸-۲۰ ۴ ۳ ۳۸

نیــ روانا ۹۸-۸-۲۰ ۴ ۳ ۳۸


یکی از محصولات کشاورزی معروف اینجا گوجه س که خود اهالی بهش میگن بادمجان!!!

به بادمجون هم میگن بادمجان و با پیشوند رنگ متمایزشون میکنند  

بنابراین رب گرفتن هم به شدت popular هست

و تو بعضی فروشگاهها دبه گنده پر از رب گذاشتند برای فروش

 

تو کلاس دکتری بحث مدیریت شهری بود

یکی از دانشجوها اومد مثال بزنه گفت: مثلا تو همین جاده به طرف تبریز، وسط خیابون برای جدا کردن باند رفت و برگشت دبه رب گذاشتند!!

(واقعا هم همینطوره)

بعد همکلاسیش برگشته میگه: وای  اون رب ها خراب نمیشه؟؟

حالا ایشونم کاملا متین و سنگین داشت توضیح میداد که واقعا رب که نیس توش شن و ماسه پر میکنند

منم داشتم از داخل لپامو گاز می‌گرفتم که نزنم زیر خنده 😂😂😂

 

از این دبه هااااا

 


نیــ روانا ۹۸-۸-۱۵ ۴ ۳ ۴۲

نیــ روانا ۹۸-۸-۱۵ ۴ ۳ ۴۲


خوب خوب خبرهای خووووووووووووب

1. همایش 10 روز دیگه نیس و حدود دو ماه دیگه س

2. دبیر همایش گفت میتونم انتخاب کنم یا فقط حضور داشته باشم تو کنفرانس یا تا آخر آذر ی دستی به سر و گوش مقاله م بکشم و ی ذره مطلب جدید اضافه کنم و بعد برم همونو پرزنت کنم و یا این که کارگاه آموزشی بزارم

و طبیعتا من کدوم رو انتخاب می کنم؟؟

 

+ خیلی هیجان انگیزه


نیــ روانا ۹۸-۸-۱۴ ۴ ۴ ۵۱

نیــ روانا ۹۸-۸-۱۴ ۴ ۴ ۵۱


۱ ۲ ۳ ... ۱۹ ۲۰ ۲۱